سلام
** از اینکه حالا بیشتر میتونم باهات حرف بزنم خیلی خوشحالم. اما حواست باشه که تعداد سوء تفاهم ها داره زیاد میشه هااااا! **
هفته ی پیش بود که تصمیم گرفتم علاوه بر خط موبایل همراه اولم، یه ایرانسل هم بگیرم تا از بعضی خدمات مفیدش (از جمله اینترنت) استفاده کنم.
این شد که پس از اندکی تحقیقات، دوست جونم زحمت کشید و برام یه سیم کارت اعتباری ایرانسل خرید.منم ذوق زده وقتی برگشتم خونه سیم کارت جدیدمو گذاشتم توی یه گوشی بیکار که تو خونه ول میگشت!
هرکاری کردم شماره بگیرم باهاش نشد و مدام مشکل اشغالی شبکه داشت.
خب نمیدونستم که اول باید سیم کارتو فعال کنم که!تا یه دونه از این خانومای تلفن گویاها که دید دارم خودمو میکشم! اومد گفت : با تشکر از انتخابتون، فلان کد را شماره گیری کنید تا سیم کارت شما فعال شود، برای استفاده از خدمات ایرانسل، با شماره ی 120 تماس بگیرید!
منم کد رو فعال کردم و تونستم شماره ی همراه اولم رو باهاش بگیرم.بعدم شماره ی 120 رو گرفتم. یه آقایی گفت:« با سلام من عسگر زاده هستم چه کاری میتونم براتون انجام بدم؟!» منم به هوای اون خانومه هیچی نگفتم تا آقاهه حرفشو بزنه!آقاهه گفت:« الو؟!!»، گفتم :«ا ؟! آقا شما تلفن گویا هستین یا زنده این؟!!!»
آقاهه غش غش خندید و گفت:« نه خانوم من زنده م!!»
گفتم:« وای!ببخشید من سوالی ندارم!»
آقاهه همونطور که میخندید گفت:« اگه اشکالی در رابطه با خط داشتین با این شماره تماس بگیرین!ضمناً همه ی اونایی که به این خط جواب میدن زنده و سرحالن!!!!!»
***********
لوکیشن: کلاس تنظیم خانواده(!!)—چهارشنبه ساعت 4تا 6 عصر
استاد عمیقا مشغول توضیح درباره ی آمار جمعیت کشورهای پیشرفته و پسرفته و مشکل زیادی تعداد آدم تو مملکتمون و این حرفاست.حالا در نظر بگیرید من و نگار و پدیده سه تایی کنارهم نشستیم و آزاد از همه چی داریم میگیم و میخندیم!(زهره نیومده بود) استاد کتابشو رو به ماها گرفته بالا و میگه :
- هرم جمعیت کشورهای آسیایی و اروپایی رو باهم مقایسه کنید!
من : استاد ول کن این حرفارو برو سر اصل مطلب!!!(البته استاد خانوم هستن!)
من و نگار و پدیده هر هر خندیدیم و بچه های کلاس این شکلی شدن!
استاد: شماها الان تو سنی هستین که باید راجع به افزایش جمعیت هشیار بشین.
ما سه تا: استاد میشه بیشتر توضیح بدین؟!!چی میشه که جمعیت زیاد میشه؟!چیکارکنیم که نشه؟!
استاد گرامی توضیح میداد که در کشورهای اروپایی،وسایل پیشگیری از ازدیاد جمعیت(!!!!) به طور رایگان درب منازل داده میشه(مثل پیتزا)!!!!!!!!
و همراهش یه کامپیوترهم میدن! 
ماهم گفتیم: اینجا میریم یه کامپیوتر میخریم کوفتم بهمون اشانتیون نمیدن چه برسه به وسایل رایگان پیشگیری از چی چی!!!!
آخر ساعت استاد ازمون به خاطر اینکه با دقت درس گوش دادیم تشکر کرد و گفت میتونید برید.
بچه ها یک صدا گفتن :« استاد حضورغیاب نمیکنین؟!!!»
استاد گفت نه!
من بلند گفتم :«استاد یعنی ما این همه وقت الکی سر کلاس بودیم؟!!!»
بچه های کلاس که اغلب ترم 3 هستند با حیرت به ما سه تا نگاه میکردن که کلاس رو به کشک هم حساب نمیکنیم!!! به قول نگار میگفت همه با حرارت بحث میکنن ما سه تا دنبال میگردیم یه سوتی بگیریم و غش غش بخندیم!! 
حالا بلوتوث بازی ها و عکس گرفتن های ما به کنار!
***استاد جون حلال کن، شرمنده دیگه! کلاست مورد داره وگرنه ما بچه های خوب و سر به راهی هستیم!!***
دوستتون دارم، مواظب خودتون باشید تا بعد ...






