آموزش زبان در خواب Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
:::: تاریخ ثبت : پنجشنبه 29 آذر ماه سال 1386 ::::
اگر شوهر آدم برنامه نویس باشد ...(یلدا مبارک)

سلام به همه ی شما دوستای گل و نازنینم. امیدوارم همگی شاداب و سرحال باشین. از همه ی شمایی که اومدین و اظهار لطف کردین بسیار ممنونم و خیلی عذر میخوام که به کامنت های مهربانانه ی شما پاسخی ندادم و تنها دلیلشم این بود که پست قبلیم رو اصلا دوستش نداشتم! دیگه هم سعی میکنم از اتفاقات ناراحت کننده اینجا ننویسم اما اون روزی که اون مطلب رو مینوشتم واقعا احساس وحشتناکی داشتم...

هنوز اون آقای قاتل و همدستاش دستگیر نشدن. هنوز اینجا همه نگران امنیت اخلاقی مردم هستند.هنوز پوشیدن چکمه های بلند روی شلوار لی و پالتوهای کوتاه جنایت آمیزتر از کشته شدن توریست فرانسوی جوان و زخمی شدن همسرش و کشته شدن دهها نفر دیگه ست. هنوز دادستان کل کشور دستورات اکید به دستگیری آقای قاتل میده و هنوز نیروی انتظامی به مردم میگه که نگران نباشن چیز مهمی نیست!!!  بگذریم...

توی گشت و گذار اینترتی، به مطلب طنز جالبی برخوردم توی سایت آوای آزاد که با اجازه ی بزرگترا کش رفتم و براتون میذارم. امیدوارم خوشتون بیاد...

***********************************************************

شوهر :سلام،من Log in کردم.

زن: لباسی رو که صبح بهت گفتم خریدی؟

شوهر : Bad command or File name.

زن: ولی من صبح بهت تاکید کرده بودم!

شوهر : Syntax Error, Abort, Retry, Cancel.

زن: خوب حقوقتو چیکار کردی؟

شوهر : File in Use, Read only, Try after some Time.

زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من.

شوهر : Sharing Violation, Access Denied.

زن: می دونی، ازدواج با تو واقعا یک تصمیم اشتباه بود.

شوهر : Data Type Mismatch.

زن: تو یک موجود بدرد نخور هستی.

شوهر : By Default.

زن: پس حداقل بیا بریم بیرون یه چیزی بخوریم.

شوهر : Hard Disk Full.

زن: ببینم میتونی بگی نقش من تو زندگی تو چیه؟

شوهر : Unknown Virus Detected.

زن: خب مادرم چی؟

شوهر : Unrecoverable Error.

زن: و رابطه تو با رئیست؟

شوهر : The only User with Write Permission.

زن: تو اصلا منو بیشتر دوست داری یا کامپیوترتو؟

شوهر : Too Many Parameters.

زن: خوب پس منم میرم خونه بابام.

شوهر : Program Performed Illegal Operation, It will be Closed.

زن: خوب گوشاتو بازکن، من دیگه بر نمیگردم!

شوهر : Close all Programs and Logout for another User.

زن: می دونی، صحبت کردن باتو فایده نداره، من رفتم.

شوهر : It’s now Safe to Turn off your Computer.

منبع: سایت آوای آزاد

 

 yalda

ضمنا منم به همه ی شما دوستای گلم شب یلدا رو تبریک میگم... ایشالا که به همتون خوش بگذره. ماهم که خونه ی خاله کوچیکه جمع میشیم فردا شب...

 

yaldaa

 

 

دوستتون دارم، مواظب خودتون باشین تا بعد...

 

:::: تاریخ ثبت : چهارشنبه 21 آذر ماه سال 1386 ::::
قاتل زنجیره ای...

سلام...

شهرمون دیگه امن نیست...همه میترسیم...

اون قاتل جانی از خدا بی خبر هر روز داره توی شهرمون آدم میکشه... دیروز سر کلاس بودیم که خبر دادن یه دانشجو رو کشته... همه حالت تهوع داشتیم از ترس و چندش... توی این یه هفته بیشتر از ده نفر رو کشته... شهرمون بوی گند مرگ رو گرفته، مرگی که نه به دست واسطه ی خدا، که به دست گماشته ی شیطان صورت میگیره. شهر مرده، آدما می ترسن از خونه هاشون بیان بیرون. دانشگاه پر پلیسه یعنی همه جا پرشده از افراد نیروی انتظامی اما نمیدونم چرا؟!! نمیدونیم چرا هیچ کاری نمیکنن.  بسنده کردن به پخش کردن عکس این نامرد جانی و تعیین کردن جایزه ای که بعضیا میگن 17 میلیون و بعضیا میگن یه سمند. اما جالبه بدونید که هنوزم حواسشون جمع موهای دخترا و لباسهای پسرا هست.هنوزم بسیج شدن که نکنه امنیت اخلاقی به خطر بیفته حالا امنیت جانی؟!!بماند... امروز میترسیدم برم دانشگاه، مدام زنگ میزنم به داداشم ازش سراغ میگیرم. خیلی سخته که امنیت و آرامش ذهنی نداشته باشی و از خونه بری بیرون، خیلی سخته که ندونی زنده برمیگردی خونه یا نه... یه زن و شوهر جوون، دوتا سرباز نیروی انتظامی، یه دانشجو و چند نفر دیگه... فقط خدا باید کمک کنه وگرنه...

تا اطلاع ثانوی نوشته ی بالای وبلاگمو ندیده بگیرید...

دوستتون دارم، مواظب خودتون باشید تا بعد...

 

:::: تاریخ ثبت : جمعه 16 آذر ماه سال 1386 ::::
روز دانشجو + مرگ های عجیب تاریخ!

سلام به همه ی دوستای گل و نازنینم

امیدوارم همگی سالم و شاد باشین.

یه خبر عالی دارم براتون و اونم اینکه الهام به طرز معجزه آسایی برگشت و الآن هم خونه ی خودشونه! البته تا سه ماه باید با ویلچر حرکت کنه و سرشم پر از دوا و پانسمانه ولی باور نکردنی حالش خوبه! خدارو شکر و از همه تون که جویای حالش بودین و براش دعا کردین ممنونم. امیدوارم همیشه شاد باشین و هرگز پاتونو توی بیمارستان نذارین...

اینم اس ام اس پدیده خانوم :

دست آویز بیگانه! ناآگاه فریب خورده! ای مخل امنیت جامعه! شرور! جاسوس! اوباش! دانشجو! روزت مبارک!!!

بله به این ترتیب منم روز دانشجو رو به همه ی دوستای گلم که دانشجو هستن یا بعدا میخوان بشن یا قبلا بودن تبریک میگم!!

*******************************************************

عجیب ترین مرگ های تاریخ

امروزه انسان با توجه به پیشرفت تکنولوژی توانسته پاسخ بسیاری از سوالات خود را به دست آورد. اما یکی از مواردی که هنوز در پرده ابهام قرار دارد و سوالات بسیاری را در اذهان پیر و جوان و در واقع همه انسان ها به وجود می آورد پدیده «مرگ» است. حتما شما هم این ضرب المثل قدیمی و معروف را شنیده اید که «مرگ شتری است که در خانه همه می خوابد.» در این مطلب اصلا قرار نیست مرگ را از منظر فلسفی و یا عرفانی مورد بررسی قرار دهیم بلکه قرار است عجیب ترین و شگفت آورترین مرگ ها را که در طول تاریخ برای افراد مختلف رخ داده بیان کنیم:

آرنولد بنت: داستان نویس انگلیسی(1867،1931) وی برای آنکه ثابت کند آب شهر پاریس از نظر بهداشتی کاملا سالم است، یک لیوان از آن را خورد و در اثر تیفوئید ناشی از آن در گذشت!

آگاتوکلس
خودکامه سراکیوز( 361، 289 ق.م)
در اثر قورت دادن خلال دندان خفه شد.

آلن پینکرتون
موسس آژانس کارآگاهی آمریکا( 1819، 1884)
هنگام نرمش صبحگاهی به زمین خورد و زبانش لای دندان ماند و زخم شد و در اثر قانقاریای ناشی از این زخم درگذشت.

آیزادورا دانکن
رقاص آمریکایی( 1878، 1927)
هنگامی که در اتومبیل بود، شال گردن بلندش به چرخ عقب اتومبیل گیر کرد و گردنش شکست و خفه شد.

اسکندر کبیرپادشاه مقدونی
( 356 ،323 ق.م)
به دنبال دو روز میگساری و عیاشی در اثر تب درگذشت.

الکساندرپادشاه یونان
( 893،1 1920)
یک میمون خانگی گازش گرفت و در اثر عفونت خون در گذشت.

تامس آت وی
نمایشنامه نویس انگلیسی( 1652، 1685) مرد فقیری بود. به دنبال روزها گرسنگی سرانجام یک گیته به دست آورد و با آن یک دست پیچ گوشت خرید و از شدت ولع همان لقمه دهان پرکن اول گلو گیرش شد و خفه اش کرد!


تامس می
مورخ انگلیسی( 595،1 1650) بر اثر بلعیدن غذای زیادی، خفه شد.


جان وینسون
ماجرا جوی بریتانیا( 1557، 1629) وی در 72 سالگی از اسب به زمین افتاد و میخی وارونه بر زمین افتاده بود، در سرش فرو رفت.


جروم ناپلئون بناپارت
آخرین بناپارت آمریکایی( 1878، 1945) در سنترال پارک نیویورک، پایش به زنجیر سگ زنش گرفت و افتاد و در اثر زخم های حاصله در گذشت.

جورج دوک کلارنس انگلیسی( 1449،1478)
به دستور برادرش ریچارد سوم در خمره شراب خفه شد.

جیمز داگلاس ارل مورتون(1525،1581)
بوسیله دستگاهی شبیه گیوتین که خودش آن را به اسکاتلندیان معرفی کرده بود، سر بریده شد.

رودولفونی یرو ژنرال مکزیکی( 1880، 1917)
اسبش در شن روان گرفتار شد و سنگینی طلاهایی که به همراه داشت باعث فرو رفتن به درون ماسه شد.
زئوکسیس نقاش یونان( قرن پنجم ق.م)
به تصویری که از یک ساحره پیر کشیده بود آنقدر خندید که یکی از رگ هایش پاره شد و مرد!

ژراردونرالن ویسنده فرانسوی( 1808 ،1855)
با بند پیشبند، خودرا از تیر چراغ برق خیابان حلق آویز کرد.

فرانسیس بیکن(1561،1626)
براثر گرفتاری در یک سرمای ناگهانی گرفتار شد و درگذشت.
فالک فیتز وارن چهارم بارون انگلیسی( 1230، 1264
) در بازگشت از یک جنگل، اسبش در باتلاق افتاد و فالک که زره پوشیده بود، در درون زره اش خفه شد.

کلادیوس اول امپراتور روم( 54 ب م. 10 ق.م)
با یک پر آغشته به سم خفه شد.

کنت اریک مگنوس آندرئاس هرس ستنبورگ(1860، 1895)
این انگلیسی در اثر خشم ناشی از مستی، با سیخ بخاری به دوستش حمله کرد، اما خودش توی بخاری افتاد و سوخت.

گریگوری یفیموویچ راسپوتین(1871،1916)
وزنه ای به بدنش بستند و در رود نوا غرقش کردند.

لایونل جانسن شاعر انگلیسی( 1867 ،1902)
از روی چهارپایه پشت بار به زمین افتاد و در اثر زخمهای حاصله در گذشت.

لنگی کالیرکلکسیونر آمریکایی( 1886،1947)
در خانه خود و در تله ای مهلک درگذشت. تله را برای دستگیری دزدان کار گذاشته بود.

مارکوس لیسینیوس کراسوس سیاستمدار رومی( 115، 53 ق.م
) این رهبر بدنام رمی به دست سربازان پارتی با ریختن طلای مذاب در حلقش درگذشت.

هنری اول پادشاه انگلیسی( 1068،1135)
در اثر افراط در خوردن مارماهی دچار ناراحتی روده شد و مرد.
یوسف اشماعیلوکشتی گیر ترک بر اثر سنگینی طلاهایی که به کمرش بسته بود در دریا غرق شد. چون نتوانست به راحتی شنا کند.

دوستتون دارم مواظب خودتون باشین تا بعد...

   1      2    >>