آموزش زبان در خواب Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
:::: تاریخ ثبت : پنجشنبه 26 اردیبهشت ماه سال 1387 ::::
ما توالت میخوایم ، یالّا !

 

سلام به همه ی دوستان عزیزم. امیدوارم همگی خوب و شاد و سرحال و سلامت باشید.

بنا به درخواست عده ی کثیری از دوستان،تائید بخش نظرات رو  اکتیو می کنم تا برای کسانی که احیانا می خوان چیزی درگوش من بگن راحت باشه! وگرنه همونطور که همتون می دونید از دم واسه من تائید شده اید! یه دنیا شادی و دلخوشی و سلامتی براتون آرزومندم.

**********************************

ما توالت میخوایم ، یالّا !

توصیه ی ایمنی : اکیداً توصیه میشه که لطفاً کسایی که مشکلات قلبی و روحی و مزاجی و نزاکتی و خیلی چیزای دیگه دارن ، مطلب زیر رو نخونن ...

جراید: مردم اکثر شهرهای ایران از کمبود توالت عمومی در سطح شهرهایشان ناراضی اند! 

در راستای اهدافی که تنی چند از برو بچز و دوستان در پیش گرفتن ، ما هم بر آن شدیم که باهاشان همکاری نموده و مطلب زیر را از خودمان گردگیری ... یعنی گردآوری کرده و تقدیم شما بزرگواران بنمانیم . باشد که دری از درهای مشکلات ما حل گردد الهی آمـــــــــــّــــــین ! 

عرضم به حضورتان که آقا ، ما مشکلات زیاد داریم ... بروید بالا لطفاً ... یه جوری فکر میکنید که انگار مشکل ندیدین تو عمرتون ، مشکل توالته !

wc! 

 

 این مشکل در حالت عادی خودش رو نشان نمیده که ، وقتی نمایان میشه که اولاً زیاد نوشابه و آب خورده باشی ،

 چند ساعت قبل غذای پر حجم ( مخصوصاً لوبیا ) خورده باشی ، و از همه مهمتر اینکه تو خیابونی باشی که تا چشم کار میکنه ، فقط ماشین میبینی و آدم . دریغ از یه جایی برای تخلیه ی التهابات درونی !


 بارها و بارها برا همه ی ماها پیش آمده که به همچین دردی گرفتار شده باشیم . به قول معروف میگن :
تا حالا به بی توالتی گرفتار نشدی که درد عاشقی از یادت بره ...!!

البته هدف دوستان در اعتراض به مشکل بی توالتی در شهر بود ، ولی از اونجایی که من زیاد با این مشکل روبرو  و درگیر نشدم ، سعی در ریشه یابی این معضل بزرگ دارم . ریشه یابی به این معنی که اول باید حریف خود رو بشناسیم ، بعد بهش حمله کنیم ! پس همینجا این سوآل مطرح میشه که :

 توالت چیست ؟!

البته همین توالتی که ما میگیم ، متناسب با فرهنگها و لهجه ها و زبانهای مختلف ، جور خاصی نامگذاری شده ... مثلاً اسم اول همون توالته که خیلی رواج داره که بر دو قسم است : 

۱) توالت ایرانی

۲) توالت فرنگی
 در ایران ، ایرانیش متداوله و در کل جهان ، فرنگیش ! البته زمزمه هایی هم مبنی بر صادرات ایرانیش به کشور های اروپایی شده ، ولی شما باور نکنید ...

با اینکه مراجع، تاکید زیادی بر استفاده از مدل ایرانیش به همه ی اقشار جامعه میکنند ، با این حال یک عده هستند که سطح خودشون را بالاتر دیده و به نصب مدل خارجکیش اهتمام میوَرَزُنَد و بهانه شان اینه که مدل ایرانی دیسک کمر میاره !!

ولی از آنجایی که صنعتکاران ایرانی خیلی مبتکر و متخصصند ، مدل پلاستیکی توالت فرنگی ( از همونایی که پایه داره و روی توالت ایرانی قرار میگیره ) رو روانه ی بازار نمودند تا یک وقت خدای ناکرده کم نیاورده باشند! به محصول خارجی هم جنبه ی ایرانی میدیم ! ( به واسطه ی همون توالت ایرانی که زیرشه !! )

البته نوعی از توالت فرنگی هست که از قدیم الآیام ( یه چیز تو مایه های عصر حجر ) در بین مردم  ( مخصوصاً مردها ) رایج بوده که همانا مدل سرپاییه . منتها خارجی ها ، اون رو از حالت کوچه بازاری خارج و صنعتیش کردن و وارد مکانهای عمومی مثل هتل ها ، کازینو ها و جاهای دیگه نمودند ...

 اینجا ایرانی ها کم آوردن و نتونستن پوز خارجیها رو به خاک بمالونن و هنوزم سیستم کوچه بازاری، ( در صورت تعطیل بودن بازار! ) ادامه و رواج داره .  

اسم باکلاسی توالت میشه دسشویی

مثال : آقا اجازه ، میشه بریم دسشویی ؟!!

البته واضح و مبرهن است که دسشویی معنی دستشویی میدهد ، پس اگه کسی برا دسشویی اجازه گرفت ، ولی رفت برا تخلیه ی التهابات درونی ( شکمی ) ، مسئولیت با خودشه .

اسم دیگه ای که برای این مکان عزیز رواج پیدا کرده ، مستراح میباشد . ولی به نظرم کلمه ی قشنگی نیست ، من رو یاد توالت های بتنی ای که دستی ساخته شده میندازه ( تو در و داهاتا زیاد دیده میشه )

اون قدیم ندیم ها هم بهش میگفتن : موال

( و به گفته ی دوست عزیزی " مبال " ) که به نظرم همون موال درست تره . البته من هم از دهن این و اون شنیدم که میگن موال ، وگر نه ، شاید مبال درست باشه . شایدم اون دوستم از دهن این و اون شنیده باشه " مبال " ، مثلا زبون طرف خوب نچرخیده باشه و میخواست بگه " موال " ، آب دهن تو دهنش گیر کرده و گفته " مبال " ، و شایدم نه موال درست باشه ، نه مبال ، مثلاً " مدال " درست باشه که ... چی ؟ ... بله ، دوستان اشاره میکنن بی خیال شو ...

اسامی دیگری هم هست که ممکنه بیشتر جنبه ی شخصی و خصوصی داشته باشه یا بین یک قشر خاص رواج داشته باشه ... ممکنم هست که طرف از کلمات و اسامی جانبی برای رساندن هدف استفاده کنه .

مثال :  " آقا اجازه ... ما کمپوت آلبالو گیلاس داریم ! "  

 و در ادامه :  " جون ماردتون آقا ، داریم میترکیم !! "
البته اسامی مشابه زیادی کاربرد داره که میتوانید یه سر به بقالی سر کوچه بزنید و انواع کمپوت ها و رب ها را به این لیست اضافه کنید .

اسم با مسمای دیگری که برازنده ی این مکانه ، اتاق تفکره . به این معنی که سخت ترین و پیچیده ترین مسائل هم تو همین توالت حل میشه ... حالا اگه یک نفر به تنهایی نتوانه از پس مسئله ای بر بیاد ، باید رجوع کنه به اتاق همفکری ( که همانا توالت عمومی است ! )

خب ... اینجاش رو یه نقطه میزاریم تا سری بعد که میام ، این بحث مهیج و هیجان انگیز رو ادامه بدیم .

پ.ن۱: هشدار داده بودم اونایی که روحیشون لطیفه نخونن ... حالا که خوندین من هیچ گونه مسئولیتی قبول نمیکنم ...

پ.ن۲: توصیه ی ایمنی : وقتی میرین توالت ، مواظب موبایلاتون باشین ... بیشترین آمار خرابی تلفن همراه ناشی از افتادن تو چیزه ... همون که میدونید !

 

دوستتون دارم٬ مواظب خودتون باشین تا به زودی

:::: تاریخ ثبت : شنبه 21 اردیبهشت ماه سال 1387 ::::
اگر همسرتان رئیس شما شود!!(+دوتا تولد)

 

سلام به همه ی دوستای گلم. امیدوارم شاد و سرحال باشین.

غرض از مراحمت(!!) اینکه تولد این ضعیفه ی عزیزمون

 بهارین خانومه همگی بگین مبارک!

 مبارکه مبارک!

 بهارینم امیدوارم 500 ساله بشی!

 

ضمنا 22 اردیبهشت تولد **خواهر گلم**

هم برای همیشه مبارک باشه که بدون اون خیلی تنهام...

برای همتون مخصوصا

 این دو نوگل تازه شکفته!!

 دنیا دنیا لبخند و شادی و سلامتی آرزو دارم

 

*****

تا حالا پیش خودتان تصور کرده اید که اگر روزی زن شما ، در محل کارتان ، رئیس شما بشود ، چه عواقبی خواهد داشت ؟

 

 

اگر مایلید تا گوشه ای از عواقب شوم این وضعیت را دریابید ، این مطلب را تا آخر ، به دقت مطالعه کنید !

 

 

اگر یکروز ، چند ساعت دیر به محل کارتان برسید ...

 

واکنش همسر/رئیس شما : این چه موقع اومدن به سر کاره ؟ می دونی ساعت چنده ؟ چرا اینقدر دیر اومدی ؟ چیکار می کردی ؟ کجا بودی ؟ با کی بودی ؟ نکنه یه زن دیگه گرفتی ؟! خائن ! این چوب دستی من کجاست ؟! دیگه حق نداری پاتو نه توی خونه و نه تو اداره بذاری !

 

 

اگر یکروز از ارباب رجوع ، زیر میزی یا همان رشوه ، دریافت کنید ...

 

واکنش همسر/رئیس شما : این چه کاری بود که تو کردی ؟ چرا این کار رو کردی ؟ مگه حقوق خودت برات کافی نبود ؟ مگه خرج و مخارجت در ماه چقدره ؟ چرا خرجت اینقدر رفته بالا ؟ نکنه یه زن دیگه گرفتی ؟! خائن ! این چوب دستی من کجاست ؟! دیگه حق نداری پاتو نه توی خونه و نه تو اداره بذاری !

 

 

اگر یکروز ، تقاضای چند روز مرخصی نمایید ...

 

واکنش همسر/رئیس شما : چرا تقاضای مرخصی کردی ؟ دیگه اتفاقی برات افتاده ؟ جایی می خوای بری ؟ کجا می خوای بری ؟  چرا می خوای بری ؟  با کی می خوای بری ؟  نکنه یه زن دیگه گرفتی ؟! خائن ! این چوب دستی من کجاست ؟! دیگه حق نداری پاتو نه توی خونه و نه تو اداره بذاری !

 

 

اگر یکروز در پرونده هایی که زیر دست شماست ، اشتباهی رخ دهد ...

 

واکنش همسر/رئیس شما : چرا این اشتباه رو مرتکب شدی ؟ چرا توی کارت دقت نکردی ؟ چرا چند وقته که بی دقت شدی ؟ چرا اینقدر حواست پرته ؟ انگار که فکر و ذکرت یه جای دیگست ؟ حواست کجاست ؟ هوش و حواست پیش کیه ؟ به کی داشتی فکر می کردی ؟ نکنه یه زن دیگه گرفتی ؟! خائن ! این چوب دستی من کجاست ؟! دیگه حق نداری پاتو نه توی خونه و نه تو اداره بذاری !

 

 

اگر یکروز ، بعنوان کارمند نمونه اداره معرفی شوید ...

 

واکنش همسر/رئیس شما : از صمیم قلب بهت تبریک می گم . تو بعنوان کارمند نمونه شناخته شدی . حالا بگو ببینم ، چی شد که یکدفعه اینقدر عوض شدی ؟ چی باعث شده که اینقدر خوب کار کنی ؟ انگیزت برای خوب کار کردن چی بوده ؟ مشوقت کی بوده ؟ نکنه یه زن دیگه گرفتی ؟! خائن ! این چوب دستی من کجاست ؟!

 دیگه حق نداری پاتو نه توی خونه و نه تو اداره بذاری !

 

 

اگر یکروز بخواهید از کارتان استعفا دهید ...

 

واکنش همسر/رئیس شما : چرا می خوای استعفا بدی ؟ مگه اتفاقی افتاده ؟ پس مخارج زندگی رو چطوری می خوای تامین کنی ؟ مگه شغل بهتری پیدا کردی ؟ چه شغلی ؟ کی برات پیدا کرده ؟ نکنه یه زن دیگه گرفتی ؟! خائن ! این چوب دستی من کجاست ؟! دیگه حق نداری پاتو نه توی خونه و نه تو اداره بذاری !

 

 

امیدوارم که با خواندن این مطلب ، به عمق فاجعه پی برده باشید ! پس به شما توصیه می شود که یا زوجه ای که رئیس باشد اختیار نکنید ، یا نگذارید که خانومتان رئیس شما بشود ، و یا اگر هم یک زمانی خدایی نا کرده ، روم به دیوار ، خانوم شما رئیستان شد ، سریعا و بدون هیچگونه معطلی ، از محل اداره متواری شوید و به دنبال یک شغل دیگر بروید !

 

دوستتون دارم مواظب خودتون باشین تا به زودی...

:::: تاریخ ثبت : چهارشنبه 18 اردیبهشت ماه سال 1387 ::::
شروع تازه..

سلام سلام به همگی.امیدوارم همه سالم و سرحال باشین. ممنونم از همه ی شما دوستای گلم که به من آرامش میدین و حضور شما شده بخش مهمی از زندگیم. ممنونم که با حضور گرمتون نمیذارین من احساس ناراحتی داشته باشم و ازتون معذرت می خوام که ناراحتتون کردم. امیدوارم همیشه پر از شادی و نشاط باشین. خیلی دلم براتون تنگ شده. برای وبلاگهاتون و نوشته های زیباتون. با اجازه این دفعه یه داستان کوتاه اما طنزآلود براتون میذارم و قول میدم به زودی جبران عدم حضورم رو داشته باشم.

شاد باشید...

*********************

ساعد مراغه ای از نخست وزیران عهد پهلوی نقل کرده است:

زمانی که نایب کنسول شدم با خوشحالی پیش زنم آمدم و این خبر داغ را به اطلاع سرکار خانم رساندم...

اما وی با بی اعتنایی تمام سری جنباند و گفت:" خاک بر سرت کنند؛ فلانی کنسول است؛ تو نایب کنسولی؟!"

گذشت و چندی بعد کنسول شدیم و رفتیم پیش خانم؛ آن هم با قیافه ایی حق به جانب...

باز خانم ما را تحویل نگرفت و گفت:" خاک بر سرت کنند؛ فلانی معاون وزارت امور خارجه است و تو کنسولی؟!"

شدیم معاون وزارت امور خارجه؛ که خانم باز گفت:" خاک بر سرت؛ فلانی وزیر امور خارجه است و تو...؟!"

شدیم وزیر امور خارجه گفت: "فلانی نخست وزیر است ...خاک بر سرت کنند !!!"

القصه آنکه شدیم نخست وزیر و این بار با گامهای مطمئن به خانه رفتم و منتظر بودم که خانم حسابی یکه بخورد و به عذر خواهی بیفتد.

تا این خبر را دادم به من نگاهی کرد؛ سری جنباند و آهی کشید و گفت:

" خاک بر سر ملتی که تو نخست وزیرش باشی !!!"

دوستتون دارم، مواظب خودتون باشین تا به زودی...

 

 

 

   1      2    >>